ميزان تحصيلات هنرمندان

پوریا پورسرخ:متولد۵۶ در تهران.دکترای فیزیولوژی گیاهی

لاله اسكندری: متولد 51 در تهران. لیسانس گرافیك

مهناز افشار: متولد 56 در تهران. دیپلم تجربی

پژمان بازغی: متولد 53 در تهران. لیسانس صنایع

عسل بدیعی: متولد 56 در تهران.لیسانس تغذیه

زیبا بروفه: متولد 54 در تهران. لیسانس حقوق قضایی

ماهایا پتروسیان: متولد 48 در تهران. لیسانس تئاتر

پارسا پیروزفر: متولد 51 در تهران. لیسانس نقاشی

هانیه توسلی: متولد 58 در همدان.دانشجوی رشته نمایش نامه نویسی

هدیه تهرانی: متولد 51 در تهران.دیپلم

بهناز جعفری: متولد 53 در تهران. لیسانس ادبیات نمایشی
.
.
.
.

رامبد جوان: متولد 50 در تهران.دیپلم

چكامه چمن ماه: متولد 59 در تهران.دیپلم مجسمه سازی

لیلا حاتمی: متولد 51 در تهران. تحصیل در مهندسی برق و ادبیات مدرن فرانسه را در سوییس نیمه كاره رها كرد

مجید حاجی زاده: متولد 58 در تهران.تحصیل در رشته میكروبیولوژی را رها كرد و هم اكنون تئاتر می خواند

میترا حجار: متولد 55 در تهران.دیپلم

امین حیایی: متولد 49 در تهران. تحصیل در رشته كامپیوتر را رها كرد

شهاب حسینی: متولد 52 در تهران. تحصیل در رشته روانشناسی را رها كرد

شهرام حقیقت دوست: متولد 51. كارشناس رشته تئاتر

رضا داوود نژاد:متولد 59 در تهران. تحصیل در رشته حقوق را رها كرد

سام درخشانی: متولد 59 در تهران.تحصیل در رشته نمایش را رها كرد

بهرام رادان: متولد 58 در تهران. لیسانس مدیریت بازرگانی

حبیب رضایی: متولد 48 در مشهد. لیسانس مدیریت بیمارستان

بهاره رهنما: متولد 52 در تهران.لیسانس ادبیات فارسی و حقوق قضایی.دانشجوی فوق لیسانس در رشته نمایش

مریلا زارعی: متولد 53 در تهران. لیسانس مهندسی صنایع غذایی

فقیهه سلطانی: متولد 53 در تهران.لیسانس ادبیات نمایشی

رامبد شكرآبی: متولد 51 در تهران. دیپلم ریاضی

رضا شفیعی جم: متولد 50 در تهران. لیسانس نقاشی

غزل صارمی: متولد 57 در تهران.دیپلم

میلاد صدر عاملی: متولد 61. دانشجوی رشته مهندسی نساجی

امیر حسین صدیق: متولد 51 در نیشابور. دیپلم بازیگری

لادن طباطبایی: متولد 49 در تهران.لیسانس بازیگری

شبنم طلوعی: متولد 50 در تهران. دیپلم

پرستو صالحی: متولد 56 در تهران. لیسانس

رزیتا غفاری: متولد 51 در تهران. لیسانس كارگردانی سینما

شقایق فراهانی: متولد 51 در تهران. لیسانس نقاشی

گلشیفته فراهانی: متولد 62 در تهران. دانشجوی رشته موسیقی

نگار فروزنده: متولد 57 در تهران.دیپلم

حدیث فولادوند: متولد 56 در تهران.فوق دیپلم

علی قربان زاده: متولد 57 در تهران.دیپلم

شبنم قلی خانی: متولد 56 در تهران. فوق لیسانس رشته تئاتر

ترانه علیدوستی: متولد 63 در تهران. دیپلم

مهتاب كرامتی: متولد 50 در تهران. لیسانس میكروبیولوژی

نیكی كریمی: متولد 50 در تهران. دیپلم تجربی

مانی كسراییان: متولد 55 در شیراز. لیسانس بازیگری

باران كوثری: متولد 64 در تهران. دیپلم موسیقی

كامبیز كاشفی: متولد 56 در تهران. دیپلم

محمد رضا گلزار: متولد 54 در تهران.لیسانس مكانیك سیالات

پوپك گلدره: متولد 50 در تهران. لیسانس روانشناسی

سروش گودرزی: متولد 53 در تهران. لیسانس كامپوتر

لادن مستوفی: متولد 51 در شهسوار. لیسانس كارگردانی

مرجان محتشم: متولد 48 در تهران، رها کرده دبیرستان

یكتا ناصر:متولد 57 در تهران.لیسانس مهندسی محیط زیست

جالب و خواندني

هرمزان در سمت فرمانداري خوزستان انجام وظيفه مي‌كرد. هرمزان كه يكي از فرمانداران جنگ قادسيّه بود. بعد از نبردی در شهر شوشتر و زماني كه هرمزان در نتيجه خيانت يك نفر با وضعی نااميد كننده روبرو شد، نخست در قلعه‌اي پناه گرفت و به ابوموسي اشعري، فرمانده تازيها آگاهي داد كه هر گاه او را امان دهد، خود را تسليم وي خواهد كرد. ابوموسي اشعري نيز موافقت كرد از كشتن او بگذرد و وي را به مدينه نزد عمربن الخطاب بفرستد تا خليفه درباره او تصميم بگيرد. با اين وجود، ابوموسي اشعري دستور داد، تمام 900 نفر سربازان هرمزان را كه در آن قلعه اسير شده بودند، گردن بزنند.

پس از اينكه تازيها هرمزان را وارد مدينه كردند، ... لباس رسمي هرمزان را كه ردائي از ديباي زربفت بود كه تازيها تا آن زمان به چشم نديده بودند، به او پوشاندند و تاج جواهرنشان او را كه «آذين» نام داشت بر سرش گذاشتند و ويرا به مسجدي كه عمر در آن خفته بود، بردند تا عمر تكليف هرمزان را تعيين سازد. عمر در گوشه‌اي از مسجد خفته و تازيانه‌اي زير سر خود گذاشته بود. هرمزان، پس از ورود به مسجد، نگاهي به اطراف انداخت و پرسش كرد: «پس اميرالمؤمنين كجاست؟» تازيهاي نگهبان به عمر اشاره‌اي كردند و پاسخ دادند: «مگر نمي‌بيني، آن اميرالمؤمنين است.»

... سپس عمر از خواب برخاست. عمر نخست كمي با هرمزان گفتگو كرد و سپس فرمان داد، او را بكشند.

هرمزان درخواست كرد، پيش از كشته شدن به او كمي آب آشاميدني بدهند. عمر با درخواست هرمزان موافقت كرد و هنگامي كه ظرف آب را به دست هرمزان دادند، او در آشاميدن آب درنگ كرد. عمر سبب اين كار را پرسش نمود. هرمزان پاسخ داد، بيم دارم، در هنگام نوشيدن آب، مرا بكشند. عمر قول داد تا آن آب را ننوشد، كشته نخواهد شد. پس از اينكه هرمزان از عمر اين قول را گرفت، آب را بر زمين ريخت. عمر نيز ناچار به قول خود وفا كرد و از كشتن او درگذشت. این باعث بوجود آمدن فلسفه ای شد که با ریختن آب بر زمین، یعنی زندگی دوباره به شخصی داده می شود تا مسافر برود و سالم بماند