سلام خدمت دوستان گلم

عرض سلام خدمت تمامی دوستان عزیز و گرامی

هر چند خیلی وقته خیلی آدما نمیان سر بزنن ولی باز هم مینویسم و آپ میکنم به امید فردای روشن

امیدوارم مطالب این هفته بازدید خوبی داشته باشه و اگر هم نداشت طوری نیست همون یک نفری هم که بخونه براش مفید باشه.اگرم نبود بازم طوری نیست تلاشم رو بیشتر میکنم که بهتر بشه اگرم نشد بازم طوری نیست چون توی دنیا هیچ چیزی نیست که آدم غصه ی اونو بخوره مگر خودش.

پس قدر خودتونو بدونید

استانای برفی حال کنن

غیر برفی ها هم حال کنن

برفی ها با برف

غیر برفی ها با هوای سرد

عکسهای منتخب هفته

سرباز مجروح شده در بازی سپاهان پرسپولیس که از دو چشم نابینا شد

خدا رو شکر کنید سلامتی دارید و اینطور نیستید

گرانترین پیتزای جهان ۱۰۰۰ دلار......... بفرمایید

قبری با تمامی امکانات زندگی

 

 

چه خبر از کجا ؟!!؟؟؟؟؟؟ ...............

والا این مطلب س ی ا س ی نیست

 

چندیست که در محافل غیر رسمی خبر ازدواج مجدد دکتر ولایتی دهان به دهان میگردد اما امشب در برنامه دو قدم مانده به صبح کانال ۴ صالح علی مجری توانای برنامه فوق از دکتر سوال کرد که برخی ببینندگان در باره حلقه جدید دست شما پرسیدند که ایشان جواب داد بلی صحیح است و این حلقه مربوط به ازدواج اخیر من است. مجری سوال کرد فرزندان شما همه ازدواج کرده اند ؟ که جواب شنید :بله. ما هم به ایشان تبریک میگوییم و امیدوارم در ویلای بزرگ ایشان در جواهر ده رامسر به اتفاق همسر جدید خوش بگذرد.


 

ترجمه ی سرود معروف نازیهای آلمانی

Flag high, ranks closed, پرچم بلند(تو هوا),رديف هاي نزديك
The S.A. marches with silent solid steps. راهپيمايي هاي اس اي با گامهاي استوار و بي صدا.

Comrades shot by the red front and reaction کمونیست ها توسط جبهه بر افروخته ما و عکس العمل های ما ضربه خوردند
March in spirit with us in our ranks. راهپيمايي درون روح و جان با نظم و ترتيب
The street free for the brown battalions, خيابان براي ارتش قهوه اي رنگ آزاده
The street free for the Storm Troopers.خيابان براي گروه توفان(گارد حمله آلمان نازی)آزاده
Millions, full of hope, look up at the swastika; ميليونها نفر كه اميدوارن و دنبال صلیب شکسته ميگردن
The day breaks for freedom and for bread. روز براي آزادي و نان متلاشي ميشه
For the last time the call will now be blown; براي آخرين بار در شيپور دميده ميشه
For the struggle now we all stand ready. حالا براي جنگ همه آماده ايستاده ايم
Soon will fly Hitler-flags over every street; به زودي در همه خيابان ها پرچم هيتلر پرواز خواهد كرد
Slavery will last only a short time longer. بردگي فقط براي يه مدت كوتاه طول خواهد كشيد
Flag high, ranks closed, پرچم بلند(تو هوا),رديف هاي نزديك
The S.A. marches with silent solid steps. راهپيمايي هاي اس اي با گامهاي استوار و بي صدا.
Comrades shot by the red front and reaction کمونیست ها توسط جبهه بر افروخته ما و عکس العمل های ما ضربه خوردند
March in spirit with us in our ranks. راهپيمايي درون روح و جان با نظم و ترتيب

طنز اما واقعی ...........

شاید باور کردن این مسئله سخت باشه و خیلی ها بگن دروغه.اما اگر به اینترنت یه سری بزنید و اسم این بابا رو سرچ کنید به زبانهای مختلف این مطلب رو میتونید بخونید.

حالا جریان چیه ؟ .........

چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف ، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.


این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه ، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.

در محل و ساعت موعود ، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و ...

دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون ‌» نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات ( Life support system ) را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد ..!!

بعضی ها ..............

بعضی‌ها شعرشان سپید است، دلشان سیاه
بعضی‌ها شعرشان كهنه است، فكرشان نو
بعضی‌ها شعرشان نو است، فكرشان كهنه
بعضی‌ها یك عمر زندگی می‌كنند برای رسیدن به زندگی
بعضی‌ها زمین‌ها را از خدا مجانی می‌گیرند و به بندگان خدا گران می‌فروشند
بعضی‌ها حمال كتابند
بعضی‌ها بقال كتابند
بعضی‌ها انبارداركتابند
بعضی‌ها كلكسیونر كتابند
بعضی‌ها قیمتشان به لباسشان است، بعضی به كیفشان و بعضی به كارشان
بعضی‌ها اصلا‏ قیمتی ندارند
بعضی‌ها به درد آلبوم می‌خورند
بعضی‌ها را باید قاب گرفت
بعضی‌ها را باید بایگانی كرد
بعضی‌ها را باید به آب انداخت
بعضی‌ها هزار لایه دارند
بعضی‌ها ارزششان به حساب بانكی‌شان است
بعضی‌ها همرنگ جماعت می‌شوند ولی همفكر جماعت نه
بعضی‌ها را همیشه در بانك‌ها می‌بینی یا در بنگاه‌ها
بعضی‌ها در حسرت پول همیشه مریضند
بعضی‌ها برای حفظ پول همیشه بی‌خوابند
بعضی‌ها برای دیدن پول همیشه می‌خوابند
بعضی‌ها برای پول همه كاره می‌شوند
بعضی‌ها نان نامشان را می‌خورند
بعضی‌ها نان جوانیشان را میخورند
بعضی‌ها نان موی سفیدشان را میخورند
بعضی‌ها نان پدرانشان را میخورند
بعضی‌ها نان خشك و خالی میخورند
بعضی‌ها اصلا نان نمیخورند
بعضی‌ها با گلها صحبت می‌كنند
بعضی‌ها با ستاره‌ها رابطه دارند
بعضی ها صدای آب را ترجمه می‌كنند
بعضی ها صدای ملائك را می‌شنوند
بعضی ها صدای دل خود را هم نمی‌شنوند
بعضی ها حتی زحمت فكركردن را به خود نمی‌دهند
بعضی ها در تلاشند كه بی‌تفاوت باشند
بعضی ها فكر می‌كنند چون صدایشان از بقیه بلندتر است، حق با آنهاست
بعضی ها فكر میكنند وقتی بلندتر حرف بزنند، حق با آنهاست
بعضی ها برای سیگار كشیدنشان همه جا را ملك خصوصی خود می‌دانند
بعضی ها فكر میكنند پول مغز می‌آورد و بی پولی بی مغزی
بعضی ها برای رسیدن به زندگی راحت، عمری زجر می‌كشند
بعضی ها ابتذال را با روشنفكری اشتباه می‌گیرند
بعضی از شاعران برای ماندگار شدن چه زجرها كه نمی‌كشند
بعضی ها یك درجه تند زندگی می‌كنند، بعضی‌ها یك درجه كند
هیچكس بی‌درجه نیست
بعضی ها حتی در تابستان هم سرما می‌خورند
بعضی ها در تمام زندگی‌شان نقش بازی می‌كنند
بعضی از آدمها فاصلة پیوندشان مانند پل است، بعضی مانند طناب و بعضی مانند نخ
بعضی ها دنیایشان به اندازه یك محله است، بعضی به اندازه یك شهر، بعضی به اندازه كرة زمین و بعضی به وسعت كل هستی
بعضی ها به پز میگویند پرستیژ

اینم از نبوغ ایرانی ها

سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.

همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های
تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.

بعد از کنفرانس
آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.

سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار
شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا!

لانه کردن مورچه ها در چشم یک دختر

منابع بيمارستاني گفتند تعدادي زيادي مورچه در چشمان دختر مصري لانه كرده اند.
به گزارش پايگاه اينترنتي الرايه، دكتر عصام حسن، پزشك معالج مي حسين زكريا، دختر كلاس اول ابتدايي گفت اين دختر از بيماري اي رنج مي برد كه هيچ مرجع علمي ندارد.
وي افزود: اين سومين بار است كه در تاريخ پزشكي با چنين موضوعي روبه رو مي شويم. بار اول در عربستان بود و بار دوم در ايران و اكنون در مصر.
دكتر حسن افزود: جالب اين كه در هر سه مورد هم سن مبتلايان بين 10 تا 12 سال بوده است.
وي اضافه كرد: از يك سال و نيم پيش تاكنون با بررسي و آزمايش وضعيت جسمي مي حسين زكريا به دو احتمال رسيدم. دكتر عصام حسن خاطرنشان ساخت: اول اين كه مورچه از داخل چشم بيرون مي آيد يا اين كه از بيرون به داخل چشم مي رود و بازمي گردد.
اين پزشك مصري گفت احتمال هم مي رود يك توده تخم مورچه داخل چشم باشد چرا كه اين مورچه مدام از داخل چشم دختربچه مذكور خارج مي شوند و اين موضوع هم چيز غريبي نيست چرا كه مورچه ها درون مكاني غارمانند زندگي مي كنند و چشم نيز بهترين مكان به شمار مي رود.
مادر اين دختر گفت يك روز دخترم از خواب بيدار شد. ديدم مدام گريه مي كند و داد مي زند و مي گويد سردرد دارد و انگار سرش دارد شكافته مي شود و دستش را روي چشم راستش گذاشته است. اين درد ادامه داشت و مي گفت انگار با ميخ دارند چشمش را سورخ مي كنند.
وي افزود: وقتي به او رسيدم ديدم تعداد زيادي مورچه از چشمان مي درحال بيرون آمدن هستند.
مادر مي اضافه كرد: هيچ دارو و دكتري افاقه نكرده و همچنان مورچه ها در چشمان دخترم لانه كرده اند

گران ترین پیتزای جهان

رستورانی در نیویورک گران ترین پیتزای جهان را به مشتریانش می فروشد.
به گزارش رویترز ، این پیتزا که 1000 دلار قیمت دارد شامل لایه های خاوریار است.
نینو سلیما ، مدیر شش پیتزا فروشی در منطقه بیگ ابل روز گذشته گفت: گران قیمت ترین پیتزای جهان 30 سانتیمر قطر دارد و روی آن برگه هایی سیر و خاویار  می چینیم. وی افزود:‌اگر این پیتزا را هشت قسمت کنیم می توانیم هر کدام را به 125 دلار بفروشیم. سلیما 29 سال قبل از آلبانی به نیویورک مهاجرت کرده است

مطالب خواندنی

امیدوارم این مطالب مورد رضایت و استفاده ی دوستان واقع شود

هر تكه كاغذ را نميتوان بيش از 9 بار تا كرد.

بزرگترين گل جهان فلوزيا نام دارد

بيشترين ضربان قلب راقناريها با1000بار در دقيقه وكمترين را فيل با27 بار در دقيقه دارد

وقتي مگس بر روي يك ميله فولادي مينشيند ميله فولادي به اندازه دو ميليونيم ميليمتر خم ميشود

نور خورشيد فقط تا عمق 400متري اب دريا نفوذ ميكند

يك ليتر سركه درزمستان سنگينتراز تابستان است

تنها حيواني كه نمي تواند شنا كند شتر است

ايا ميدانيد ۶۰٪ از ماهواره هاي جهان نظامي و ۴۰٪ بقيه غير نظامي است

ايا ميدانستيد كه معني لغت كانادا به زبان سرخ پوستي يعني روستاي بزرگ

ايا ميدانستيد كه مغز شما وقتي خواب هستيد فعاليتش بيشتر است از وقتي كه در حال تماشاي تلويزيون هستيد