تبریک

با سلام خدمت دوستان گرامی

فرا رسیدن عید کریسمس بر تمامی مسیحیان خصوصا هموطنان مسیحی و سایر ایرانیان مبارک باد

انشا الله تعطیلات کریسمس به تمامی مسیحیان خوش بگذره

علی الخصوص دوستان خوبم

ملو - میشل - خانواده ی وارطانی - آقامالیان و ........

کریسمس عید با هم بودن

کریسمس- عید با هم بودن

گرچه کریسمس در سنت مسیحی در مقام دوم بعد از عید پاک قرار دارد، اما در اروپا، امریکا و استرالیا بصورت مهمترین عید در آمده است.

در آلمان سنت چند صد ساله کریسمس وجود دارد که در مناطق مختلف فرق می کند. امروزه بسیاری که شاید مذهبی و یا مسیحی هم نباشند، این مراسم را به عنوان عیدی برای با هم بودن جشن می گیرند.

در زمان آدونت، یعنی روزهای قبل از کریسمس، برای بچه ها تقویم آدونت درست می کنند. از 1 الی 24 دسامبر یکی از پنجره های تقویم باز می شود. استر کایک ، کارشناس فولکلور در رگنسبورگ می گوید : این تقویم محصول دوران بیدر مایر است. این تقویم مملو از هدایای غافلگیر کننده برای کودکان است: شیرینی، شکلات، دکور های مخصوص کریسمس، اسباب بازی و غیره. کسی که مایل نباشد این تقویم را خودش درست کند، یکی از این ها را که تولید کنندگان شکلات به صورت های مختلف تولید می کنند، تهیه می نماید.

بسیاری از ساختمان ها زمان قبل از کریسمس با لامپ های رنگی تزئین می شوند. در بازار های کریسمس شراب و شیرینی های مخصوص کریسمس عرضه می شود. کودکان بی صبرانه منتظر 24 دسامبر هستند تا در شب مقدس زیر درخت کریسمس که با شمع و گلوله های رنگی تزئین شده است، هدیه هایشان را بردارند.

قبل از 24 دسامبر جستجو برای درخت مناسب کریسمس شروع می شود. درخت مورد علاقه آلمانی ها کاجی است که سوزن های بلند آن مدت ها می ماند و نام آن نورد مان تانه است. طبق گزارش انجمن تولید کنندگان درخت کریسمس، تقاضا رو به افزایش است. نماینده انجمن می گوید، تا چند سال پیش مردم بیشتر کاج آبی رنگ می خواستند، اما اکنون 75% در خواست ها برای نورد مان است. نورد مان 12 ساله 180 تا 220 سانتی متر بلندی دارد و مناسب است. طبق گزارش انجمن جنگلداری بادن وورتمبرگ 27 میلیون درخت کریسمس در خانه های آلمانی قرار داده می شود. 70% آنها از جنگل های آلمان هستند. معمولا" درخت ها را در محل های مختلف به فروش می رسانند، اما در برخی مناطق می توان درخت را در جنگل جستجو کرده، خرید و قطع کرد.

بابانوئل و حاجی فیروز

بیو گرافی پاپا نوئل و حاجی فیروز!!!

حاجی فیروز:اولین نفر از خانواده ء بزرگ خاجی فیروزها,تقریبا در سال856 یعنی حدود دو سال قبل از میلاد مسیح به دنیا اومد.اگر شما عزیزان به کتاب مشغولات فی الدماغ مراجعه کنید به صحت حرف من و دنیا پی خواهید برد,در ضمن طبق تحقیقاتی که دنیا در خبر گاری معروف GGG (گ مثل گلاب به رو تون گلابی) انجام داده,حاجی فیروز توی دو تا صحنه از فیلم پارک ژوراسیک هم بازی کرده و دیگر اینکه از نسل به جا مونده از حاجی فیروز,به ادی مورفی و مایکل جکسون می توان اشاره کرد,پس عجب سابقهء‌درخشانی دارن این حاجی فیروزها!

اصل مطلب:پدر و مادر حاجی فیروز در سالهای اول زندگی بر اثر تصادف در جاده ء تهران کرج فوت کردند.حاجی فیروز تقریبا تا سن 18 سالگی از ارث باباش برای پر کردن شکمش استفاده کرد,اما در سن 18 سالگی تصمیم گرفت یه حرکتی بکنه,برای همین با خویشتن چنین گفت:از بیکاری دلم به تنگ آمده است و باید از بهر کاریک لگن خاسره ای تکان بدهم و برای همین به دنبال کار رفت!حاجی فیروز در ابتدا نمایندگیه مجاز پیکان زد اما از اونجایی که پیکان یه بار هم تو اون زمون تو موزه رفته بود,برای همین کارش به دیوار خورد و ورشکسته شد!اما این دفه عزم خودش و جزم کرد و شروع کرد به فروختن فنچ و طوطی و سنجاب و چند تا جک و جونور دیگه توی خیابون مولوی.اما این دفه هم از شانس بد,شهرداری به جرم شکار حیوانات وحشی گرفتش و یک سال تبعیدش کرد به جزایر خاش.برای همین حاجی فیروز برای گذروندن زندگی مجبور شد تو اون هوا کار کنه...اصلا یکی از دلایل سیاه بودن حاجی فیروز همین گرمای شدید هوا بود,البته بعضیها هم گفتن چون اونجا به زغال فروشی مشغول بوده به این شکل در اومده!اما بر این عقیده هستیم که بر اثر خوابیدن زیاد توی ساحل(جهت برنزه شدن!)به این شکل در اومده...

آقا زیاد قضیه رو کش ندیم دیگه,آخر قضیه اینکه همونجا با یه دختر ازدواج کرد و موندگار شد اما چون کار نداشت هر روز با پرواز KLMمیومد تهران و توی اتوبانهای تهران می رقصد و آواز می خوند و از این راه پول در می اورد.در مورد رنگ لباس حاجی فیروز این و بگم که,علت اینکه رنگ لباسش قرمز هست اینه که,اون زمون به جز رنگ قرمز رنگ دیگه ای وجود نداشت,یعنی اون مو قع به قرمز می گفتن قرمز و به سبز هم می گفتن قرمز!!!

پاپا نوئل:به علت فرهنگ غنی و بزرگ که ما ایرانیها داریم,من به این نتیجه رسیدم که پاپا نوئل بیشتر از 200 سال نداره و تا حالا نه کار سختی کرده و نه کار مفیدی که بشه روش حساب کرد!فقط تنها کاری که بلد بود این بود که یه چیزی و خراب کنه بعد باباش داد بزنه:نوئل چه گهی داری می خوری!پس به این نتیجه می رسیم که پاپا نوئل تخصص کافی در انواع فوضولات انسانی و حیوانی داشته!!

اصل مطلب:پاپا نوئل 200 سال پیش حدودا یک ساعت پس از کشف آمریکا پا به خاک اونجا گذاشت,چون جز ء خدمه کشتیه کریستوف کلمب و در ضمن خیلی هم سیاه بود.پاپا نوئل کلا آدم نازی بود واسه همین اولین کاری که کرد این بود رفت و چندتا عمل زیبایی انجام داد و رنگ خودش و به سفید تغیر داد.یکی از عادتهایی که داشت این بود که کلا آدم ...گشادی!بود و عادت نداشت پیاده جایی بره,برای همین 4 تا خر پیدا کرد سوار شد.پاپا نوئل آدم خالی بندی بود و کسی به حرفش گوش نمی داد,برای همین همیشه تنها بود و برای این که یه راهی برای فرار از تنهایی پیدا کنه شروع می کرد با این خرها صحبت می کرد و تازه برای خرها هم خالی می بست!اینقدر برای این خرهای بدبخت خالی بست که خرها از خالی بندیه اون شاخ دراووردن و از اون موقع بود که اسمشون از خر به گوزن تغییر پیدا کرد!توی همین روزها بود که پاپا نوئل داشت از جلوی یه مغازه مجسمه فروشی رد می شد که یه دختر دید و شدیدن عاشقش شد.اما چون آهی در بساط نداشت برای اینکه به این دختر نزدیک بشه,رفت خونه شون و نوکر خونه شون شد.پاپا نوئل دیگه از دنیا بریده بود و زده بود تو خط عرفان و عشق و عاشقی,برای همین یه چند سالی ریشهاشو اصلاح نکرد!اما بعد از مدتی یه ارث گنده به اون رسید و رفت خاستگاریه دختره مورد علاقش و با اون ازدواج کرد(اینجا اصلا منظور من ربطی به فیلم دختر ایرونی نداشت).اما در آخر یه سوال برای من پیش اومده که جوابش و می زارم خود شما عزیزان پیدا کنید:

چرا پاپا نوئل همیشه کادوها رو توی جوراب می زاره و از دودکش می ره و میاد؟

1-عقده جوراب داره و چون دستش قبلا کج بوده از دودکش می ره و میاد.

2-به بوی جوراب علاقه داره و هنوز نمی دونه در کدوم قسمت خونه به حساب میاد و کاربردش و نمی دونه.

3-هنوز فرق بین جوراب و جیب و نمی دونه و کلا دوست داره از یه سوراخ بره تو حالا هر سوراخی می خواد باشه!!

4-چون گلابی تو جوراب راحت تر جا می شه تا توی جیب و اصلا از دودکش می ره تا ببینه فضولش کیه!

5-هیچ کدوم به شما ربطی نداره!

6-منه گلابی و بگو که دارم 6 ساعت واسه شما داستان می گم!!!

یک خبر کریسمسی

 

 

حرام اعلام کردن حضور یهودیان در مراسم کریسمس

ليوي براکمن" خاخام جوان يهودي طي مقاله اي حضور يهوديان در مراسم جشن کريسمس را حرام اعلام کرد.  
به نقل از ايلاف، "ليوي براکمن" در اين مصاحبه پس از اعلام اين خبر گفت: جشن گرفتن و خوشحالي کردن يهوديان در کريسمس باعث افزايش تعداد دختران ازدواج نکرده يهودي مي شود.

 
وي در ادامه اين مقاله نوشت: عادت کردن کودکان يهودي به چنين جشن هاي مسيحي و مختلط شدن با فرهنگ مسيحي باعث مي شود که به فکر ازدواج با دختران يهودي نباشند

بابا نوئل واقعی چه شکلی بوده ؟

بابانوئل افسانه ای است که به يک قديس در سده های اول ميلادی بر می گردد. قديسی که در زمان زندگيش با کارهای خيريش زبانزد همشهری هایش بوده و بعد به افسانه بابانوئل تبديل می شود.بابانوئل امروزی تغيير شکل يک اسقف متعصب از جنوب ترکيه بوده با   . . .

 

بابانوئل امروزی  تغيير شکل يک اسقف متعصب از جنوب ترکيه بود با دماغی شکسته و اعصابی ضعيف و دلی چون دريا. اسم اين اسقف نيکولاس يا نيکولا بود.

در ۱۷۰۰ سال پيش. در ساحل جنوبی ترکيه امروز بقايای يک شهر باستانی وجود دارد شهری به اسم مايرا که زادگاه بابانوئل ، يعنی نيکولای قديس بوده. در يک قسمت از اين شهر خانه های غار مانند وجود داشته که از صخره ها تراشيده شده بودن و قسمت ديگرش خانه های سنگی بود. در اين شهر رومی ها حکومت می کردند و مسيحيان را که در آن زمان يک فرقه مخفی بودند را سرکوب می کردند.

بابانوئلی که ما در باره آن می خوانیم و به سانتا کلاز لقب یافته در آن شهر و در آن شرايط به دنيا می آید.

 فرانکو  پژوهشگر ايتاليائی که در مورد  بابانوئل تحقیق می کرد درباره اين شهر می گوید:

اين شهر باستانی سرشار از احساسات مذهبی مسيحيه. جائيه که کارهای خير نيکولا سر زبانها افتاد و بعدها بصورت مراسم کريسمس مثل کادو گذاشتن زير درخت کاج رواج پيدا کرد. اينجا بود که ۱۷۰۰ سال پيش در دور افتاده ترين گوشه امپراتوری روم افسانه بابانوئل زاده شد.

نيکولا در همان خردسالی پدر و مادرش را از دست داد  و ثروت زيادی را برایش به ارث گذاشتند.  و نيکولا در سنين بالاتر به يک کشیش خير خواه شهرت پيدا می کند.

کارهای خير نيکولا زبانزد مردم می شود. کارهای خيری که بعدأ جزو رسم و رسوم کريسمس امروزی باقی می ماند.

تاريخ دانان معتقدند که رسم کادوهای کريسمس به يکی از کارهای خير نيکولا مربوط می شود.

"نيکولای قديس باخبر می شود، پدر فقيری در شهرش می خواهد از فرط تنگدستی دخترانش را بفروشد. نيکولا شبانه و مخفيانه از پنجره خانه آن مرد کيسه سکه ها ی طلا را به داخل خانه می اندازد و فرار می کند. شب سوم پدر فقيردر گوشه ای مخفی می شود و نيکولا را شناسايی می کند و  . . ."کم کم نيکولا از يک کشیش به يک اسقف و بعد در زمان خودش به يک قديس نيکو کار مشهور می شود.

ولی برخلاف اين نيکو کاريش و برخلاف آنچه که در چهره بابانوئل امروز ديده می شود. نيکولای قديس يک مرد خوش اخلاق و خندان نبود. کتک کاری نيکولا با يک اسقف همزمان خودش موضوع چندبن نقاشی قرون وسطی بوده.

از استخوانهايی که از نيکولا باقی مانده و امروز در زيارتگاهی در شهر باری در جنوب شرقی ايتاليا نگهداری می شود، آثار شکستگی روی صورتش ديده می شود که نشان می دهد نيکولا در طول زندگيش دعواها و زد و خوردهای زيادی داشته.در یک برنامه مستند شبکه۲ بی بی سی که درباره بازسازی چهره واقعی بابانوئل بود. جمجه نيکولای قديس بررسی شد.جمجمه ای که به همراه بقيه استخوانهای بدنش در يک تابوت بزرگ سنگی قرار دارد و هيچکس حق ديدن يا دست زدن به آن را ندارد. فقط ۵۰ سال پيش اجازه داده شد که مورد تحقيق علمی قرار بگيره و الان فقط عکس و نقشه اندازه های آن در دست هست.


کارولين ويکنسون در منچستر بريتانيا می گوید:
" ما از عکسها و اندازه های دقيقی که ۵۰ سال پيش از جمجمه سنت نيکولا در دست داريم، توا نستيم شکل سه بعدی جمجمه را با کامپيوتر بازسازی کنيم. کامپيوتر با بررسی برآمدگی های استخوان، ماهيچه های صورت اين جمجمه رو بازسازی می کند . الان می بينم که استخوان دماغ اين جمجمه پريدگی دارد يعنی يک زمانی دماغ نيکولای قديس با يک ضربه از طرف چپ شکسته و کج شده بود.

استخوانهای نيکولای قديس قرن سه ميلادی که در طول تاريخ به شخصيت بابانوئل تبديل شد . بعد از مرگش در کليسايی در شهر خودش پتارا نگهداری می شود و گفته می شود که از استخوانهای آن چيزی شبيه به گلاب ساطع می شود. گلابی که کشيشان کليسا در بطری های کوچک می ريختند و به زائران می فروختند

اين استخوانها در قرن۱۱ ميلادی بوسيله ملوانان ايتاليايی دزديده می شود و به کليسا و زيارتگاه امروزيش در شهر باری آورده می شود. اين استخوانها هنوز آ نجاست و هنوز تصور می شود که از خودش مايعی معطری بيرون می دهد.

فرانکو محقق ايتاليايی که داستان زندگی بابانوئل و در نتيجه نيکولای قديس راتحقیق می کند در اين باره می گوید:" من خوشحالم که استخوانهای نيکولای قديس تا امروز در ايتاليا باقی مانده و حداقل بکل مفقودنشده ولی خوب درعين حال از اينکه اين استخوانها از کليسای اصليش بوسيله ملوانهای ايتاليايی دزديده شده شرمنده هستم. شايد اگر استخوانها به ايتاليا آورده نمی شد هيچوقت افسانه بابانوئل متولد نمی شد و خيلی از رسم و رسوم کريسمس بوجود نمی آمد."

يکی از رسوم امروزی کريسمس که بخاطر نقل انتقال استخوانهای نيکولا به ايتاليا باب شده، گذاشتن شيرينی يا کادو در جورابهای رنگی که معمولا به شومينه ميخ می کنند يا به درخت کريسمس می بندند ، در قرن ۱۲ ميلادی راهبه های فرانسوی بعد از رفتن به زيارتگاه باری تحت تأثير اين قديس قرار می گيرند و به تقليد از وی ميوه و خشکبار و آجيل در جوراب پر می کنند و شبانه در خانه فقيران می گذارند .

بابانوئل واقعی چه شکلی بوده؟


کارولين ويکنسون در منچستر که روی جمجمه نيکولا کارمی کرد توا نسته تصوير مجازی صورتش را بازسازی کند.او در اين باره می گوید:" تمام ماهيچه های صورت اين جمجمه را بطور مجازی بازسازی کرديم.
تصوير پوست و مو روی صورت هم بازسازی شده و کامپيوتر  به ما نشان می دهد که نيکولای قديس که بعدأ به بابانوئل معروف شده واقعأ چه شکلی بوده."اين چهره واقعيه نيکولای قديس است، مردی با چانه پهن، گردن عضلانی پوست تيره با دماغی پهن و کج.

ولی چه شد اين چهره صدها سال بعد به شکل بابانوئل خندان با لباس قرمز در آمد و چرا روز تولد سنت نيکولا با کريسمس يکی شد؟

اليستر مک گراث از دانشگاه آکسفورد می گوید:


"پيروان کلیسای پروتستان که مخالف سرسخت خرافات مذهبی بودن، روی افسانه سازی های که درباره نيکولای قديس شده بود خيلی حساسيت به خرج دادن. و جشنهای مذهبی مربوط به اين قديس را ممنوع کردند ، از جمله جشن ۶ دسامبر که مربوط به نيکولای قديس بود."

"ولی مردم آنقدر به نيکولا و افسانه بابانوئل علاقه پيدا کرده بودند که روز تولدش را با روز تولد مسيح يکی کردند تا به این بهانه جشن های مربوط به اين قديس همراه کريسمس برگزار شود ، و از بين نرود ."

افسانه نيکولای قديس به تدريج تغيير شکل داد و تصويری که از وی در نقاشی ها کشيده می شد ديگر از حالت يک قديس خارج بود.

در قرن ۱۸ ميلادی نيکولای قديس را به شکل يک کوتوله خندان نقاشی کردند و در قرن ۱۹نقاشی به اسم توماس نکست( nexet ) اين شخصيت رو به شکل يک پيرمرد خندان ترسيم کرد و در قرن ۲۰ شرکت نوشابه سازی کوکاکولا تصوير بابانوئل رو که دو قرن پيشتر نقاشی شده بود رو با تبليغاتش جهانی کرد.

ولی هنوز استخوانهای نيکولای قديس باقی مانده و الان در کليسای باری، شيلنگ باريکی به داخل حفره ای  درتابوت سنگی نيکولا وارد شده و از آن قطره قطره مايعی به داخل يک بطری کوچک ريخته می شود !

در برنامه مستند بی بی سی برای اولين بار بعد از ۵۰ سال دوربين کوچکی را وارد قبرکردن تا بتوانند داخلش را ببينند.

فرانکو محقق ایتالیایی می گوید:" استخوانها کاملا سياه شده و بخاطر رطوبت شديد، داخل تابوت سنگی درحال  پودر شدن است ، در قبر آب جمع شده و شايد تا ۱۰۰ سال ديگر اين استخوانها کاملا پودر شود و از بين برود ، اين آخرين بازمانده بابانوئل هست که به بشريت تعلق داره. بايد تا ديرتر نشده نجاتش داد ."

قرآن دومین کتاب پر فروش دانمارک و در صدر هدایای کریسمس

روزنامه دانمارکی "کریستیلگ داگلبلادت" در شماره روز چهارشنبه نوشت قرآن کتاب مقدس مسلمانان به عنوان دومین کتاب پرفروش در دانمارک، در صدر هدایایی قرار گرفت که مردم این کشور به‌خاطر عید میلاد مسیح به یکدیگر دادند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه از کپنهاگ، به نوشته این روزنامه، در یک ماه گذشته حدود 5هزار نسخه از ده هزار نسخه ترجمه جدید قرآن به زبان دانمارکی که انتشارات "وندکانستن" آن را منتشر کرد، فروخته شد و به ‌این ترتیب قرآن ترجمه شده به زبان دانمارکی در جایگاه دوم فروش کتب خاص در این کشور قرار گرفت.

براساس این گزارش، توجه روزافزون دانمارکی‌ها به کتاب مقدس مسلمانان موجب شد تا این کتاب در صدر هدایایی قرار گیرد که مردم این کشور به خاطر عید میلاد مسیح به یکدیگر دادند. به گزارش ایرنا، "یورگن بک سیمونمس" کارشناس مسایل اسلامی، انتشار کاریکاتورهای توهین‌آمیز به پیامبر اسلام را یکی از دلایل توجه مردم دانمارک به توجه و روی‌آوردن به قرآن دانست.

به گفته وی، نمی‌توان به مطالبی که در روزنامه‌ها، رادیو و تلویزیون راجع به اسلام و مسلمانان است، توجه نکرد و این امر حاکی از تمایل به اطلاع از مضمون قرآن است.

تاریخچه ی درخت کریسمس (1)

 

 

تاریخچه ی درخت کریسمس

 

سنت درخت کریسمس، به آلمان قرن شانزدهم میلادی و زمانی که مسیحیان، درختان تزیین شده را به خانه های خود آوردند، برمیگردد. همچنین در آن زمان عده ای هرمهایی از چوب میساختند و آنرا با شاخه های درختان همیشه سبز و شمع تزیین میکردند.
به تدریج رسم استفاده از درخت کریسمس در بخشهای دیگر اروپا نیز طرفدارانی پیدا کرد. در سال 1841، انگلستان، پرنس آلبرت (Prince Albert)، شوهر ملکه ویکتوریا (Queen Victoria) با آوردن درخت کریسمس به کاخ ویندسور (Windsor) و تزیین آن با شمع، شیرینی، میوه و انواع آب نبات، استفاده از درخت را به چیزی مد روز مبدل کرد.
واضح است که خانواده های ثروتمند انگلیسی به سرعت از این مد پیروی کردند و با ولخرجی تمام به تزیین درخت میپرداختند. در سالهای 1850، این تزیینات شامل عروسک، لوازم خانه مینیاتوری، سازهای کوچک، جواهرات بدلی، شمشیر و تفنگ اسباب بازی، میوه و خوراکی بود.

بسیاری از آمریکاییهای قرن نوزدهم، درخت کریسمس را چیزی غریب میدانستند و اولین درخت کریسمس در آمریکا، مربوط به سال 1830 است که آنهم توسط ساکنان آلمانی پنسیلوانیا به نمایش گذاشته شده بود. این درخت برای جلب کمکهای مردمی برای کلیسای محلی برپا شده بود. در سال 1851، چنین درختی در محوطه خارجی یک کلیسا برپا شد اما وجود آن برای ساکنان این قصبه بسیار توهین آمیز و نوعی بازگشت به بت پرستی به شمار می آمد و آنها خواستار جمع کردن تزیینات شدند.
در حدود سالهای 1890، لوازم تزیینی کریسمس از آلمان وارد میشد و درخت کریسمس به تدریج در ایالات متحده محبوبیت میافت. جالب است که ار.پاییان از درختان کوچکی که حدود 1 تا 1.5 متر طول داشتند استفاده میکردند در حالی که آمریکاییان درختی را میپسندیدند که تا سقف خانه برسد.
در اوایل قرن بیستم، آمریکاییان درختهای کریسمس را بیشتر با لوازم تزیینی دست ساز خودشان تزیین میکردند اما بخشهای آلمانی/آمریکایی همچنان به استفاده از سیب، بلوط، گردو و شیرینیهای کوچک بادامی ادامه میدادند.
کشف برق، به ساخته شدن چراغهای کریسمس انجامید و امکان درخشش را برای درختان به ارمغان آورد. پس از آن دیدن درختان کریسمس در میدان شهرها به یک منظره آشنای این ایام مبدل شد و تمام ساختمانهای مهم-چه شخصی و چه دولتی- با برپا کردن یک درخت، به اسقبال تعطیلات کریسمس میرفتند.
در تزیین درختهای کریسمس اولیه، به جای مجسمه فرشته در نوک درخت، از فیگورهای پریهای کوچک- به نشانه ارواح مهربان- یا زنگوله و شیپر- که برای ترسانیدن ارواح شیطانی به کار میرفت- استفاده میشد.
در لهستان، درخت کریسمس با مجسمه های کوچک فرشته، طاووس و پرندگان دیگر و تعداد بسیار زیادی ستاره، پوشیده میشد. در سوئد، درخت را با تزیینات چوبی که با رنگهای درخشان رنگ آمیزی شده اند و فیگورهای کودک و حیوانات از جنس پوشال و کاه تزیین میکنند. دانمارکیها، از پرچمهای کوچک دانمارک و آویزهایی به شکل زنگوله، ستاره، قلب و دانه برف استفاده میکنند. مسیحیان ژاپنی بادبزنها و فانوسهای کوچک را ترجیح میدهند.
تزیین درخت در اوکراین نیز بسیار جالب است، آنها حتما در تزیین درخت خود از عنکبوت و تار عنکبوت استفاده میکنند و آنرا خوش یمن میدانند، زیرا بنا بر یک افسانه قدیمی، زنی بی چیز که هیچ وسیله ای برای تزیین درخت و شاد کردن فرزندان خود نداشت، با غصه به خواب میرود و هنگام طلوع خورشید متوجه میشود که درخت کریسمس خانه اش با تار عنکبوت پوشیده شده است و این تارها با دمیدن خورشید به رشته های نقره مبدل شده اند.

تاریخچه ی درخت کریسمس

تاریخچه درخت کریسمس

طبیعی است که درختان کریسمس در ابتدا به شکل دیگری و گاهی کاملا متفاوت از انواع امروزی آن تزیین میشده اند و تزیینات اولیه تقریبا به طور کلی دست ساز یا خوردنی بوده اند.

انواع آجیل، میوه، شیرینی و کاغذهای رنگی معمول ترین لوازم آرایش درخت بوده اند، در حالی که اکنون، یک درخت معمولی با ترکیبی از مواد تزیینی خریداری شده و خانگی تزیین میشود و رشته چراغهای کوچک و رنگین جای شمع را گرفته است.اما شیوه تزیین شدن درخت اهمیت ندارد، مهم این است که این درخت هنوز هم نماد یک رسم ریشه دار برای گردهمایی خانوادگی، رد و بدل کردن هدایای مختلف و ابراز محبت خالصانه ای است که شاید در طول سال زمانی برای ابراز آن وجود نداشته باشد.



فلسفه پیدایش جشنهای کریسمس

( از اون جایی كه رسم و رسوماتی كه تو دنیا در حال انجامه یه جورایی منشأ دینی داره و از دوران باستان با هزار نوع تغییر و تحول به زمان ما رسیده و چه ما بخواهیم و چه نخواهیم وجود داره برای همین هم كتاب تاریخ جامع ادیان نوشته ی John B.Noss رو پیشنهاد میكنم.)

به غیر از قسمت اسلام و زرتشت كه كمی ناقصه تقریبا میشه گفت یه دایره المعارف كامل به حساب میاد در دوران ما قبل تاریخ ، مردم سرزمین های مختلف ، فرارسیدن نیمه زمستان را که طولانی ترین شب های سال به پایان می رسید و درازتر شدن ساعات روز آغاز می گردید با آتش افروزی و آیین های قربانی و مراسم سنتی جشن می گرفتند . رومیان این روزها را جشن "Saturn" ساتورنالیای شریف الهه ی شخم و Mithras ،الهه روشنایی می نامیدند و آن را جشن می‌گرفتند.



کریسمس در زمستان ؛ میلاد عیسی مسیح در بهار

عده ای از قبایل ژرمن هم در اروپای شمالی جشن هایی را برای انتهای فصل شخم در اواسط دسامبر با عیش و نوش و مراسم مذهبی برپا می کردند. در اواخر دهه نخست سیصد میلادی مسیحیت به عنوان دین رسمی امپراطوری روم درآمد.

چنین تصور می شد که عیسی مسیح در فصل بهار متولد شده است ؛ اما پاپ ژولیوس اول ، درسده چهارم میلادی ، روز 25 دسامبر را برای تجلیل از میلاد مسیح اعلام کرد و بدین ترتیب ، جشن های دیرینه زمستانی با یک عنصر مسیحی درهم آمیخته شد.

در همان سده چهارم ، یکی از اسقف های آسیای صغیر (ترکیه امروزی) به خاطر رفتار مهربانانه اش با کودکان شهرت یافت. این شخص که بعدها به سنت نیکولاس یا همان نیکولاس قدیس شهرت یافت ، در نقاشی های قرون وسطا و عصر رنسانس به شکل مردی بلند بالا با چهره ای جدی و نجیبانه نشان داده شده است و تا حدود قرن شانزدهم ، جشن مخصوص او در روز ششم دسامبر در سراسر اروپا برگزار می گردید ، اما از آن پس، این جشن ، تنها به پروتستان های هلند منحصر گردید. بچه های هلندی ، شب کریسمس کفش های خود را کنار بخاری دیواری خانه هایشان می گذاشتند و کمی علوفه هم برای اسب نیکولاس قدیس یا سینترکلاس بیرون در خانه می نهادند و سنت نیکولاس ، سوار بر اسب خود، بر بالای بام خانه ها می گذشت و از راه دودکش خانه ها ، آب نبات و شیرینی به داخل کفشهای کودکان می انداخت ، همزمان معاون او پیتر سیاه نیز از لوله دودکش ها پایین می رفت و هدایایی را که برای بچه ها آورده بود ، در خانه ها می گذاشت. مهاجران هلندی که به آمریکای شمالی کوچ کردند ، این سنت را با خود به آن کشور بردند و در آنجا بود که نام او به " سانتا کلوز" تغییر یافت .



داستان شب پیش از کرسیمس

در یک داستان منظوم با عنوان" شب پیش از کرسیمس " برای نخستین بار ، از یک پری پیر و شوخ نیز یاد شده ، که سوار بر سورتمه ای است كه به وسیله یک گوزن کشیده می شود و برای بچه ها هدیه میبرد. کریسمس در اعصار انجیلی جشن گرفته نمی شد ، اما در برخی کلیساها مراسمی برای سپاس از خداوند که عیسی را به زمین فرستاده است برگزارمی گردید در سال هزار و صد میلادی ، کریسمس به عنوان مهمترین جشن مذهبی اروپا درآمد و st.nicolas سمبلی از ردو بدل هدایا در بسیاری از کشورهای اروپایی شد. محبوبیت کریسمس رو به افزایش بود تا زمانی که اصلاحات حرکتی مذهبی (رستاخیز و رنسانس دینی)در دهه بعد از هزار و پانصد موجب شکل گرفتن مکتب پروتستان (معترضان) شد و عده ای از مسیحیان کریسمس را یک جشن غیرمذهبی تلقی کردند زیرا رسومات غیر مذهبی را شامل میشد. در طول دهه اول هزار و ششصد میلادی ، بر اثر این مسائل جشن کریسمس در انگلیس و حتی در بخشهای انگلیسی آمریکا ممنوع شد. با این حال رسومات قدیمی تزئین کردن و ضیافت با سمبلهای مسیحی ادامه یافت برای اکثر مسیحیان دوره کریسمس از نزدیکترین یکشنبه به سی نوامبر آغاز می شود.


کاج کریسمس

این تاریخ روز ضیافت St.Andrew یکی از حواریون است این یک دوره چهار هفته است و مسیحیان در طول آن برای جشن کریسمس آماده می شوند.بسیاری از مسیحیان در مدت تعطیلات حلقه گلی در خانه هایشان دارند که بیشتر از کاج درست شده است و آن را بر میز قرار میدهند یا بر در می آویزند. چهار شمع که نمایانگر چهار هفته هستند ، در میان حلقه های گل قرار میگیرند. در یکشنبه نخست ،خانواده یک شمع را روشن می کنند و به عبادت می پردازند. این مراسم در هر یکشنبه تکرار شده و هربار شمع دیگری روشن می شود. سه عدد از شمعها به رنگ بنفش تیره و یکی صورتی یا بنفش کمرنگ است. این شمع ها باقی می مانند تا یکشنبه سوم ، هنگامی که مردم شروع نیمه دوم دوره را جشن می گیرند.

یک شمع قرمز بزرگ ، که سمبلی ست از مسیح ، به حلقه های گل در روز کریسمس اضافه میشود در اكثر كشورها درختهای کریسمس تزئین می شوند در روز بیست و چهار دسامبر در آلمان نمایش محبوبی درباره آدم و حوا اجرا میشده است و درخت بهشتی سبزی كه سیب از آن آویزان بوده است توجه مردم را به خود جلب میكند



هزار و ششصد و پنج میلادی و درخت کریسمس در آلمان

از سال هزار و ششصد و پنج میلادی ، آلمانیها خانه های خود را با درخت کریسمس تزئین کردند و آن را با میوه ها ، آجیل ، شمع های روشن و گلهای کاغذی آراستند. بعدها تزیینات شامل تخم مرغ رنگ شده ، شیرینی و شکلات هم شد. اولین درختهای کریسمس در امریکا توسط ساکنان آلمانی در پنسیلوانیا از سال هزار و هشتصد میلادی استفاده شد و در اواسط دهه اول هزار و هشتصد میلادی این رسم در سرتاسر جهان گسترش یافت. ستاره ای که در بالای همه درختها نصب می شود نمایانگر ستاره ایست که مردان عاقل را به محلی در Bethlehem "بیت اللحم" که مسیح متولد شده بود ، راهنمایی میكند در روز كریسمس بچه ها برای بابا نوئل نامه می نویسند و هدیه ها را زیر درخت کریسمس می گذارند. گروه هایی از خواننده ها خانه به خانه سرودهای کریسمس را می خوانند و پول یا هدیه ای کوچک می گیرند و یا به صرف نوشیدنی گرمی به داخل خانه دعوت می شوند.

هشدار در مورد کلاهبرداری های کریسمس

اتحادیه بانکداران آمریکا موسوم به ABA به کاربران اینترنت در مورد افزایش کلاهبرداری‌های اینترنتی برای سرقت اموال شخصی آنان در آستانه سال نوی میلادی هشدار داد. این اتحادیه بخصوص احتمال داد که تعداد حملات موسوم به Phishing به نحو چشمگیری افزایش یابد. در قالب این حملات نامه‌های الکترونیکی فریبنده‌ای برای افراد ارسال می‌شود که ظاهرا از سوی بانک است و در آنها از کاربر درخواست شده تا اطلاعات شخصی خود را در برخی صفحات وب وارد کند؛ اما این کار منجر به سرقت داده‌های افراد و در برخی موارد مبالغ موجود در حساب‌های بانکی آنان می‌شود.این سازمان همچنین در مورد افزایش پیچیدگی حملات جدید اینترنتی به صاحبان حساب هشدار داد و تشخیص آنها را بسیار مشکل دانست.
اتحادیه مذکور از تدوین یک دستورالعمل راهنما برای مقابله با این فریب‌کاری‌ها خبر داد و اظهار امیدواری کرد که آن را هرچه سریع‌تر در اختیار مردم قرار دهد.

هدایای ممنوعه ی کریسمس اعلام شد

به گزارش خبرگزارى آسوشيتدپرس از ژنو ، در بيانيه اى که از سوى چندين گروه جهانى حافظ محيط زيست منتشر شد از مردم خواسته شده تا از خريد و هديه دادن کالاهايى که از جنس لاک لاک پشت ، عاج فيل و پوست ببر يا نمونه هاى طبيعى اين گونه تهيه شده است به طور جدى پرهيز کنند. اين بيانيه مى افزايد ، در حالى که تنها ۵۰۰۰ قلاده ببر در محيط وحشى قرار دارد ، خريد و هديه دادن ابزارآلات زينتى ساخته شده از اجزاى بدن اين حيوان ، شکارچيان غيرقانونى را هر چه بيشتر در شکار و نابودکردن نسل آنها ترغيب مى کند.