پس چرا عاشق نباشم
من كه ميدانم شبي عمرم به پايان ميرسد
نوبت خاموشي من سهل و آسان ميرسد
منكه ميدانم كه تا سرگرم بزم ومستي ام
مرگ ويرانگر چه بي رحم و شتابا ن مي رسد
پس چرا عاشق نباشم؟
من كه ميدانم به دنيا اعتباري نيست نيست
بين مرگ وآدمي قول و قراري نيست نيست
من كه ميدانم اجل ناخوانده وبيدادگر
سرزده ميآيد و راه فراري نيست نيست
پس چرا عاشق نباشم؟
پس چرا عاشق نباشيم؟
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر ۱۳۸۶ ساعت 9:30 توسط س.ا.د
|
پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايق خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ و همچنین آرشیو موضوعی مطالب را مشاهده نمایید. با تشکر احمد د